به مناسبت روز جهانی گردشگری، ۲۷ سپتامبر، برابر با ۵ مهر، نگاهی به سه منشور ایکوموس دربارۀ گردشگری و میراث فرهنگی میاندازیم. ایکوموس از سال ۱۹۶۵ بهعنوان سازمانی بینالمللی برای همکاری و تبادلنظر در زمینۀ حفاظت از بناها، محوطهها، و میراث فرهنگی تأسیس شد. تدوین و ترویج اصول، روشها، و معیارهای علمی حفاظت و مرمت میراث فرهنگی و فراهمکردن زمینۀ همکاری میان متخصصان کشورهای مختلف از هدفهای آن است. این سازمان همچنین در زمینۀ میراث جهانی، نهاد مشورتی یونسکو است.
گردشگری با میراث فرهنگی و تفسیر آن پیوندی نزدیک دارد. ازاینرو، ایکوموس در کنار دیگر فعالیتهای حفاظتی خود، منشورهایی دربارۀ نسبت گردشگری و میراث فرهنگی تدوین کرده است. این اسناد میکوشند راهی برای برقراری تعادل میان حفاظت از میراث و حضور و بهرهمندی بازدیدکنندگان نشان دهند. در این نوشته، نخست مهمترین نکات سه منشور مرور میشود و سپس نسبت آنها با وضعیت ایران، بهاجمال، بررسی خواهد شد.
منشور گردشگری فرهنگی، ۱۹۷۶
«منشور گردشگری فرهنگی» در پی نشست بینالمللی «گردشگری معاصر و انسانگرایی» در بروکسل، در سال ۱۹۷۶، شکل گرفت. در دورهای که گردشگری، بهویژه گردشگری انبوه، رو به گسترش بود، مسئلۀ اصلی منشور چگونگی برقراری تعادل میان گردشگری و حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی بود. این متن بر نقش افراد، نهادهای محلی، سازمانهای گردشگری، و متخصصان در تحقق این هدف تأکید میکند. مهمترین نکات آن چنیناند:
۱. گردشگری پدیدهای گسترده و رو به رشد است. منشور، گردشگری را پدیدهای اجتماعی، انسانی، اقتصادی، و فرهنگی میداند که تأثیر آن بر بناها، محوطهها، و میراث فرهنگی افزایش مییابد. بنابراین، پیامدهای آن باید در سطوح مختلف بررسی شود و سیاستگذاری دربارۀ آن هماهنگ باشد.
۲. گردشگری فرهنگی میتواند به حفاظت کمک کند. بازدید و شناخت بناها و محوطههای تاریخی، اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند منافع اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی و نیز منابع و انگیزۀ لازم برای نگهداری از میراث را فراهم کند.
۳. گردشگری مهارنشده میتواند آسیبزا باشد. منشور نسبت به پیامدهای گسترش گردشگری انبوه هشدار میدهد. ازاینرو، تعیین حدود و ضوابطی برای میزان و شیوۀ استفاده از مکانهای میراثی ضروری است.
۴. حفاظت از میراث باید بر منافع گردشگری تقدم داشته باشد. در چشمانداز بلندمدت، احترام به میراث فرهنگی و طبیعی و حفاظت از آن باید بر دیگر ملاحظات مقدم باشد. ایجاد تأسیسات گردشگری نیز نباید با ویژگیها و ارزشهای میراث در تعارض قرار گیرد.
۵. حفاظت باید در برنامهریزی عمومی جای گیرد. میراث فرهنگی و طبیعی باید در برنامهریزی اقتصادی و اجتماعی کشورها و در تصمیمگیریهای ملی، منطقهای، و محلی لحاظ شود.
۶. مکان و تراکم تأسیسات گردشگری باید کنترل شود. مکانیابی هتلها، راهها، پارکینگها، و دیگر خدمات گردشگری باید با حساسیت مکانهای میراثی و حدود استفادۀ پذیرفتنی از آنها سازگار باشد.
۷. آموزش گردشگران ضروری است. دولتها، سازمانهای گردشگری، انجمنها، مدارس، و رسانهها در آگاهکردن مردم از ارزش میراث و ضرورت احترام به آن نقش دارند.
۸. حفاظت به همکاری بخشهای گوناگون نیاز دارد. سازمانهای گردشگری، نهادهای حفاظت، دولتها، متخصصان، و جوامع محلی باید برای مدیریت پیامدهای گردشگری با یکدیگر همکاری کنند.
۹. دانش و فناوری باید در خدمت حفاظت باشد. منشور خواستار بهرهگیری از امکانات علمی و فنی برای حفاظت از میراث و آموزش متناسبِ دستاندرکاران گردشگری است.
۱۰. اصالت و تنوع فرهنگی باید حفظ شود. گسترش گردشگری نباید به ازمیانرفتن ویژگیهای فرهنگی و هویت مقصد بینجامد.
در توصیههای اجرایی منشور، از جمله به کنترل آلودگیهای آسیبرسان به میراث طبیعی و معماری؛ محدودکردن راهها، پارکینگها، تبلیغات، هتلها، و اردوگاهها در مناطق حساس؛ هماهنگی ساختمانهای جدید با معماری محلی؛ آموزش راهنمایان و کارکنان گردشگری؛ آگاهکردن بازدیدکنندگان از ارزشهای انسانی، معنوی، و هنری جوامع میزبان؛ و توزیع بازدید در زمان و مکان برای کاستن از فشار بر محوطهها اشاره شده است.
پیام این منشور را میتوان چنین خلاصه کرد: گردشگری باید به شناخت و حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی یاری رساند و موجب تخریب آن نشود.
منشور بینالمللی گردشگری فرهنگی: مدیریت گردشگری در مکانهای دارای اهمیت میراثی، ۱۹۹۹
این منشور در دوازدهمین مجمع عمومی ایکوموس، در اکتبر ۱۹۹۹، در مکزیک تصویب شد. در این متن، توجه به حفاظت از آثار با تأکید بر فهم و تجربۀ میراث از سوی جامعۀ میزبان و بازدیدکنندگان همراه میشود. میراث نیز تنها به کالبد بنا یا یک اثر محدود نمیماند؛ منظرهای طبیعی و فرهنگی، محوطهها، مجموعهها، سنتها، آیینها، دانش، و تجربههای زندۀ مردم در پیوند با آن دیده میشوند. حق شناخت و بهرهمندی از میراث با مسئولیت احترام به آن و حفاظت از آن همراه است.
هدف منشور آن است که اهمیت میراث برای مردم محلی و بازدیدکنندگان فهمپذیر و دسترسپذیر شود؛ گردشگری به فرهنگ زندۀ جوامع میزبان احترام بگذارد؛ همکاری میان متخصصان حفاظت و دستاندرکاران گردشگری تقویت شود؛ و برای معرفی و مدیریت میراث، هدفها و راهبردهای مشخصی در چارچوب حفاظت تدوین شود. شش اصل منشور چنین است:
۱. فراهمکردن فرصت شناخت و تجربۀ میراث: مردم محلی و بازدیدکنندگان باید بتوانند میراث را از نزدیک و با هزینهای پذیرفتنی تجربه کنند. معرفی میراث باید روشن، آگاهیبخش، و بازتابدهندۀ دیدگاههای گروههای فرهنگی و زبانی گوناگون باشد.
۲. مدیریت پایدار رابطۀ گردشگری و میراث: پیش از توسعۀ گردشگری، ارزشهای میراث و پیامدهای افزایش بازدید باید بررسی و حدود تغییر پذیرفتنی مشخص شود. اگر پیامدهای پیشبینیشده پذیرفتنی نباشد، طرح توسعه باید بازنگری شود. ارزیابی آثار گردشگری نیز باید ادامه یابد.
۳. فراهمکردن تجربۀ بازدید باکیفیت و مسئولانه: اطلاعات معتبر، مسیرهای مناسب، و امکانات آسایش و ایمنی لازماند، مشروط بر آنکه به میراث و محیط آسیب نرسانند. بازدیدکنندگان نیز باید به حرمت مکانهای معنوی، سنتها، و شیوۀ زندگی جامعۀ میزبان احترام بگذارند و از خریدوفروش غیرقانونی اموال فرهنگی دوری کنند.
۴. مشارکت جامعۀ میزبان و مردمان بومی: مردم محلی، مالکان، و مردمان بومی باید در تعیین هدفها و شیوههای حفاظت و گردشگری نقش داشته باشند. خواست جوامع برای محدودکردن دسترسی به برخی آیینها، دانشها، باورها، اشیا، یا مکانها نیز باید محترم شمرده شود.
۵. رساندن منافع گردشگری به جامعۀ میزبان: منافع اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی گردشگری باید عادلانه توزیع شود. آموزش، اشتغال، و تربیت راهنمایان محلی اهمیت دارد. بخشی از درآمد گردشگری در مکانهای میراثی نیز باید به حفاظت و معرفی همان مکانها اختصاص یابد؛ منشور درصد ثابتی برای آن تعیین نمیکند.
۶. معرفی و تبلیغ مسئولانه: تبلیغات باید تصویری درست از مقصد و انتظاری واقعبینانه برای بازدیدکنندگان ایجاد کند. تنظیم زمان بازدید و توزیع آن میان مکانهای مختلف میتواند از ازدحام بکاهد. عرضه و فروش صنایعدستی و محصولات محلی نیز باید به سود مردم باشد و به یکپارچگی فرهنگی آنها آسیب نزند.
بر این اساس، پیش از افزایش شمار بازدیدکنندگان باید آثار آن بر میراث، محیط، حملونقل، و زندگی مردم بررسی شود؛ ساختوسازها با منظر و معماری محلی سازگار باشد؛ جامعۀ میزبان در برنامهریزی، اشتغال، آموزش، و منافع اقتصادی سهم داشته باشد؛ و جریان بازدید و پیامدهای آن بهطور مستمر مدیریت و ارزیابی شود.
منشور بینالمللی ایکوموس برای گردشگری میراث فرهنگی: تقویت حفاظت از میراث فرهنگی و تابآوری جوامع از راه مدیریت مسئولانه و پایدار گردشگری، ۲۰۲۲
این منشور در مجمع عمومی سالانۀ ایکوموس در بانکوک، در سال ۲۰۲۲، تصویب شد. تحولات گردشگری جهانی، از جمله رشد شدید بازدید، بحران همهگیری کوویدـ۱۹، نگرانیهای اقلیمی، و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گردشگری، زمینۀ بازنگری در منشور ۱۹۹۹ را فراهم کرده بود. در سند جدید، حق دسترسی و بهرهمندی از میراث، حقوق جوامع میزبان، مسئولیت مشترک حفاظت، و تابآوری مقاصد گردشگری بیشازپیش اهمیت یافته است.
پیام اصلی منشور آن است که گردشگری میراث فرهنگی نباید تنها با معیار رشد اقتصادی سنجیده شود؛ حفاظت از میراث، حقوق جوامع محلی، پایداری محیطزیست، و تابآوری اجتماعی نیز باید در کانون آن باشد. رشد بیمهار گردشگری میتواند به آسیبدیدن میراث ملموس و ناملموس، ازدحام، کالاییشدن فرهنگ، فشار بر ساکنان محلی، محدودشدن دسترسی آنان به میراث، توزیع نابرابر منافع، و آسیبپذیری بیشتر مقاصد بینجامد. منشور، بازنگری در الگوی رشد دائمی گردشگری را ضروری میداند.
سه هدف عمدۀ منشور عبارتاند از: قرارگرفتن حفاظت از میراث در مرکز سیاستها و طرحهای گردشگری؛ مشارکت واقعی جوامع محلی، صاحبان سنتی میراث، مردم بومی، دولتها، متخصصان، کسبوکارها، و بازدیدکنندگان؛ و پیوند مدیریت گردشگری با توسعۀ پایدار و اقدام اقلیمی. این اهداف در هفت اصل تفصیل یافتهاند:
۱. قرارگرفتن حفاظت از میراث در مرکز گردشگری: مدیریت بازدیدکنندگان باید با مدیریت میراث یکپارچه باشد. پیش از اجرای طرحهای گردشگری، آثار آنها بر اصالت، یکپارچگی، و ارزشهای اجتماعی و فرهنگی میراث باید سنجیده شود. بهرهگیری از درآمد گردشگری برای حفاظت از میراث و رفاه جوامع محلی نیز باید شفاف و پاسخگو باشد.
۲. مدیریت بازدیدکنندگان بر پایۀ ظرفیت مکان: مقصدهای میراثی باید برای گردشگری و بازدیدکنندگان برنامه داشته باشند. ظرفیت پذیرش باید با توجه به ویژگیهای فیزیکی، زیستمحیطی، اجتماعی و فرهنگی، و اقتصادی هر مکان بررسی و بهطور مستمر بازنگری شود. تنظیم شمار گروهها و زمان بازدید، محدودکردن دسترسی به بخشهای حساس، رزرو پیشاپیش، کنترل ترافیک، توزیع بازدیدکنندگان، و بهرهگیری از تفسیر مجازی در مکانهای حساس از جمله ابزارهای مدیریت بازدید است.
۳. تفسیر و ارائۀ درست میراث: اطلاعات ارائهشده به بازدیدکنندگان باید دقیق و پژوهشپایه باشد؛ به فرهنگ محلی احترام بگذارد؛ دیدگاههای گوناگون و حتی وجوه دشوار تاریخ را بازتاب دهد؛ و برای گروههای مختلف، از جمله افراد دارای معلولیت، دسترسپذیر باشد. بهرهگیری از فناوریهای دیجیتال و بازسازیهای مجازی نیز باید بر پژوهش معتبر استوار باشد.
۴. رعایت حقوق جوامع محلی و مردم بومی: جوامع میزبان و صاحبان سنتی میراث باید در تصمیمگیری و مدیریت نقش واقعی داشته باشند. مشارکت آنان نباید به مشورت صوری محدود شود؛ منافع گردشگری نیز باید عادلانه توزیع شود و فرصتهای شغلی شایسته برای مردم محلی فراهم آید.
۵. همکاری همۀ ذینفعان: دولتها، مدیران مکانهای میراثی، فعالان گردشگری، کسبوکارها، متخصصان، جامعۀ مدنی، و بازدیدکنندگان هر یک در حفاظت از میراث مسئولیت دارند. گردشگر نیز باید از نقش خود در پایداری مقصد آگاه باشد.
۶. افزایش تابآوری: مقصدهای گردشگری و جوامع محلی باید برای بحرانهایی چون تغییر اقلیم، کاهش تنوع زیستی، بلایای طبیعی، بحرانهای اقتصادی، و اختلالهایی مانند همهگیری آماده باشند. ارزیابی خطر، آموزش، برنامهریزی، و مدیریت سازگار با شرایط متغیر در این زمینه ضروری است.
۷. اقدام اقلیمی و پایداری: گردشگری باید برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، مدیریت مصرف آب و انرژی، کاهش پسماند، توسعۀ حملونقل پایدار، حفاظت از تنوع زیستی، و استفادۀ سازگارانه از بناهای تاریخی بکوشد. مسئولیت این اقدامات میان دولت، کسبوکارها، مدیران مقصد، متخصصان، جامعۀ مدنی، و گردشگران مشترک است.
منشور ۲۰۲۲ خواهان آن است که نخست ارزشها و ظرفیتهای میراث و جامعۀ میزبان شناخته شود و سپس گردشگری متناسب با آنها برنامهریزی شود. در این نگاه، «گردشگری پایدار» نباید تنها شعاری تبلیغاتی باشد؛ باید در تصمیمها و شیوۀ مدیریت مقصد نمود یابد.
نگاهی به وضعیت ایران
این سه منشور در دورههایی تدوین شدهاند که گسترش گردشگری و پیامدهای آن، توجه به رابطۀ حفاظت و بهرهبرداری را ضروری کرده بود. سنجش دقیق میزان تحقق اصول آنها در ایران به دادههای معتبر، بررسیهای میدانی، و مطالعات تطبیقی نیاز دارد. با این ملاحظه، میتوان چند مسئلۀ قابلتوجه را برشمرد. فشارهای اقتصادی و نااطمینانیهای ناشی از تنشها و جنگها نیز بر جریان گردشگری و امکان برنامهریزی بلندمدت در بسیاری از مقاصد اثر گذاشتهاند.
۱. میراث معماری: بخشی از این میراث در معرض فرسودگی، بیتوجهی، مداخلۀ نامناسب، یا تخریب قرار دارد. در همان حال، توجه به احیا و استفادۀ سازگارانه از بناهای تاریخی و سرمایهگذاری برای حفظ آنها نیز رو به گسترش است. تورهای شهری و روستایی میتوانند پیوند میراث کالبدی و میراث ناملموس را برای مردم آشکارتر کنند و ارزش بناها و بافتها را دوباره به چشم آورند. بااینهمه، این کوششها بدون حمایت و برنامهریزی هماهنگ، پاسخگوی همۀ تهدیدها نخواهند بود.
۲. میراث ناملموس: معرفی خوراک، پوشاک، آیینها، زبانها، و گویشهای محلی، بهویژه در فضای مجازی، فرصتهای تازهای برای شناخت و تداوم این میراث فراهم کرده است. نقش مردم و گروههای محلی در این زمینه برجسته است. البته معرفی و بازآفرینی میراث ناملموس هنگامی ثمربخشتر خواهد بود که به اصالت، تنوع فرهنگی، و جایگاه صاحبان و حاملان آن توجه شود.
۳. میراث طبیعی: بهرهبرداری نامناسب، دگرگونی منظر، و ساخت تأسیسات گردشگری ناسازگار میتواند به این میراث آسیب برساند. تصمیمهای محلی و ملی و شیوۀ استفاده از منابع طبیعی، هر دو در سرنوشت این مکانها اثرگذارند. گسترش اقامتگاهها و مجموعههای گردشگری در عرصههای حساس نیز نیازمند ضوابط روشن و ارزیابی دقیق است.
در یک جمعبندی کلی، مدیریت ظرفیت پذیرش در بسیاری از مقاصد میراثی هنوز به توجه و اجرای جدیتری نیاز دارد. رابطۀ مقصدهای میراثی با جوامع محلی نیز همواره در چارچوبی روشن و پایدار شکل نمیگیرد: در برخی جاها همکاری سازنده دیده میشود و در برخی دیگر، فاصله میان گروهها به اقدامهای پراکنده و کماثر میانجامد. روشنشدن مسئولیت دولت، فعالان گردشگری، جوامع محلی، و بازدیدکنندگان، همراه با آموزش و برنامهریزی، میتواند زمینهای برای حفاظت مؤثرتر فراهم کند. آیندۀ گردشگری میراثی در ایران به پیوند این کوششهای محلی با سیاستگذاری و مدیریت پایدار در مقیاس کلان وابسته است.
تهیه و تنظیم: سارا اشتری، عضو گروه تخصصی متن
به مناسبت روز جهانی گردشگری، مهر ۱۴۰۵
